نگاهی به ریشه ها و اهداف بحران در میانمار



این منطقه از اوایل قرن نوزدهم میلادی ودر پی سه جنگ بزرگ ساکنان اصلی آن با مهاجمان انگلیسی، به تدریج تحت سلطه کامل بریتانیا درآمد و تا سال 1948 یکی از مستعمرات رسمی امپراطوری بریتانیا در آسیا بود. از آن پس نیز درگیر جنگهای داخلی درازمدت میان اقوام مختلف بر سر برتری قومی همچون نبرد کاچینهای مسیحی، مسلمانان راخین، شان، کاهو و لارن و نیز اقلیت چینیهای ساکن برمه با حکومت مرکزی آن کشور بوده است.
میانمار از لحاظ منابع اقتصادی سرزمینی غنی محسوب اما فاقد مدیریت، سازماندهی نیروی انسانی و فناوری موثر برای بهره برداری از آن می باشد. میانمار از نظر مساحت چهلمین کشور و از نظر جمعیت بیست و چهارمین کشور پرجمعیت جهان است.

* وضعیت تابعیت و شهروندی در میانمار
بر اساس قانون تابعیت مصوب سال 1982 دولت میانمار، اقلیت روهینگیا شهروند این کشور محسوب نمی شوند. این قانون که نوعی آپارتاید آشکار است ساکنان میانمار را به سه گروه شامل شهروندان کامل، شهروندان وابسته و ‘شهروندان بومی شده’ تقسیم می کند.
بر این اساس ‘شهروندی کامل’ میانمار تنها به افراد متعلق به 135قوم همچون Kachin، Kayah ، Karen، Chin، Burman، Mon، Rakhine، Shan، Kaman و Zerbadee تعلق می گیرد. ‘شهروندان وابسته’ کسانی هستند که نمی توانند اثبات کنند اجدادشان قبل از سال 1823 در میانمار سکونت داشته باشند اما می توانند ثابت کنند اجدادی داشته اند که بعد از 1823 ساکن میانمار شده و تا سال 1948 درخواستش را برای تابعیت میانمار ثبت کرده است. گروه سوم نیز شامل افرادی می شود که می توانند ثابت کنند یکی از والدینشان پیش از استقلال برمه از بریتانیا در سال 1948، ساکن برمه بوده است.
قانون تابعیت سال 1982 دولت میانمار با اینکه محدودیت شهروندی کامل مهاجران هندی بریتانیایی را که پس از 1823 و در دوران استعمار انگلیس ساکن برمه شدند حل و فصل کرد اما اقلیت روهینگیا را واجد شرایط تابعیت نمی داند و آنان را خارجی قلمداد کرده است. بر این اساس قوم روهینگیا مجاز به سفر بدون اجازه رسمی نیستند، در هیچ ارگان و سازمان دولتی یا خصوصی بکار گرفته نمی شوند، از مالکیت زمین منع شده اند، حق استفاده از نظام تعلیم و تربیت رسمی را ندارند و نیز هنگام ازدواج باید تعهد کتبی دهند که می پذیرند بیش از دو فرزند نداشته باشند. علاوه بر مصوبات شدید قانونی، طی این مدت دولت میانمار تلاش کرده به زور قوم روهینگیا را اخراج کند. این سیاست تاکنون منجر به اخراج 800 هزار نفر شده است.

* مردم روهینگیا در اسناد تاریخی به ‘هندوهای آراکان’ معروف هستند. ایالت ‘راخین’ در میانمار بطور مشخص طی چهار نسل محل زندگی حدود یک میلیون و 300 هزار روهینگیا بوده و تا پیش از کودتای 1969 در برمه افرادی از این قوم در مناصب حکومتی و قانگذاری برمه نیز حضور داشته اند اما از آن پس تسلط قوم بورما و سیاستهای فرقه گرایانه منجر به حذف و سرکوب قوم روهینگیا شد. اکثریت قوم روهینگیا مسلمان هستند اما اقلیتی از پیروان آیین هندوئیسم را نیز در میان خود دارند.

* سازمان ملل متحد در سال 2013 روهینگیا را به عنوان یکی از جوامع تحت آزار و اذیت معرفی کرد زیرا قوانین میانمار امکان برخورداری آنها را از ‘ملیت’ سلب کرده است. این در حالی است برخی متون تاریخی سابقه حضور روهینگیا را در برمه تا قرن هشتم میلادی قابل ردگیری می دانند.
سرکوب مستقیم قوم روهینگیا توسط ارتش میانمار که از سال 1978 آغاز شد در سالهای 1991 و 1992 شدت یافت و از سال 2012 تاکنون به شکلی سازمان یافته تر ادامه یافته و بطور آشکار تبدیل به پاکسازی قومی شده است.

* برخی تحلیلگران داخلی میانمار معتقدند منازعه با روهینگیا یک اقدام آگاهانه سیاسی طبقه حاکم برمه برای تحمیل مذهب بودایی است. با این وجود برخی دیگر از آگاهان علل غیرمذهبی را نیز در این غائله دخیل می دانند از جمله آنکه اکثریت ساکنان میانمار به یاد دارند که در طول دوره اشغال برمه توسط ژاپن در زمان جنگ جهانی دوم، روهینگیا متحد بریتانیا بود و با تشکیل ارتشی چریکی با دولت دست نشانده ژاپن در آن کشور مبارزه کرد و به ایجاد سازمان نظامی همدست انگلیسیها بود. طی این دوران خشونتها و جنایات زیادی در برمه رخ داد.

* جنبش 969
جنبش ناسیونالیست 969 با هدایت گروهی از راهبان ارشد بودایی اوایل قرن بیستم با ادعای محافظت از برمه و مذهب بودایی در برابر رشد اسلام در آن کشور شکل گرفت. این گروه با نگارش پیش نویس یک طرح تلاش داشتند قانونی را به تصویب برساند که بر اساس آن زنان بودایی از ازدواج با مردان غیربودایی بدون اجازه مقامات محلی منع می شدند. یکی از راهبان حلقه رهبری جنبش 969 گفته است هدف این اقدام محافظت زنان بودایی در اجبار به اسلام آوردن هنگام ازدواج با مردان مسلمان است. زمینه سازی این جنبش برای درگیریهای مذهبی و ترویج خشونت، و گسترش درخواستهای آن به منع معامله با مسلمانان و خرید کالا از بازاریان مسلمان برمه ای، سبب شد دولت میانمار نه تنها این طرح را رد بلکه جنبش 969 را بطور رسمی تشکیلاتی ممنوعه اعلام کند.

* وجه تسمیه جنبش 969
969 در ظاهر نماد ‘9 فضیلت بودا، 6 آموزه بودیسم و 9 ویژگی جامعه بودایی’ است. پیروان آیین بودا این ویژگیها را ‘جواهرات بودا’ می نامند که بطور فشرده شامل ‘شخص بودا، جامعه راهبان بودایی و جهانبینی بودایی’ یا همان چرخه کارما است. اما گفته می شود ریشه شکل گیری این جنبش و برگزیدن نماد 969 برای آن، در واقع اقدامی مقابله جویانه برای مبارزه با نماد 876 است. 876 بر اساس حروف ابجد نماد عبارت ‘بسم الله الرحمن الرحیم’ است که در بخشهایی از جهان اسلام به ویژه شرق و جنوب شرق آسیا که جامعه مسلمانان در کنار پیروان دیگر ادیان زندگی می کنند شناخته شده و کاربرد دارد و حتی در اسناد و نشانه های تجاری، نماد مسلمان بودن عامل آن تجارت و کسب و کار شناخته می شود.
با توجه به اعتقادات خرافی رایج در جنوب شرق آسیا پیرامون علم اعداد و حروف ابجد، شخصی به نام ‘کیاو لوین’ از مسئولان وقت وزارت امور دینی میانمار با انتشار کتابی در اواخر دهه 1990 مدعی شد عدد 21 جمع اعداد 876 که در میان مسلمانان به عنوان نماد اسلام رواج دارد اشاره به برنامه گسترده توطئه مسلمانان برای تسخیر شرق و جنوب آسیا در قرن بیست و یکم میلادی و نابودی بوداییان است. بر این اساس بوداییان متعصب و ناسیونالیست میانمار با این باور که قرار است در قرن 21 میلادی توسط مسلمانان نابود شوند جنبش 969 را به عنوان پاتک به توطئه 876 راه اندازی کردند.

* راهب بودایی تروریست
ویراتو (Wirathu) متولد 1968 راهب بودایی ملی گرای میانماری است که رهبری روحانی جنبش ضدمسلمان را در آن کشور دارد. وی متهم است که از طریق سخنرانیها و موعظه های مذهبی، محرک و الهام بخش حملات خشونت باری بوده که از سال 2012 میلادی علیه روهینگیا رخ داده است.
ویراتو گفته است: شما می توانید پر از مهربانی و عشق باشید اما نمی توانید در کنار یک سگ دیوانه(مسلمان) بخوابید. اگر ما ضعیف باشیم سرزمین ما به تصرف مسلمانان درخواهد آمد.
این راهب بودایی سال 2001 میلادی درگیر جنبش 969 و دو سال بعد بخاطر سخنرانیهای مذهبی افراطی دستگیر و به تحمل 25 سال زندان محکوم شد. ویراتو سال 2012 در جریان اصلاحات حکومتی میانمار و تغییر دولت، همراه با دیگر زندانیان سیاسی آزاد و دوباره در عرصه کشمکش با مسلمانان میانمار درگیر شد.
ویراتو در همان سال، راهپیمایی حمایت از طرح دولت برای اخراج مسلمانان روهینگیا از کشور میانمار را سازماندهی کرد و درست یک ماه بعد از این راهپیمایی بود که تعرضهای خشن و مرگبار علیه مسلمانان در استان راخین آغاز و در نخستین اقدام موجب کشته شدن 14 مسلمان شد. پس از آن، این اقدامات غیرانسانی، روند به آتش کشیدن مساجد، مغازه ها و خانه های مسلمانان و تجاوز به زنان تاکنون در میانمار ادامه یافته است. حمایت آشکار ویراتو از این روند، پافشاری وی بر اخراج مسلمانان از میانمار و رهبری فکری وی در جنبش 969 سبب شد تا به ‘تروریست بودایی و بن لادن میانمار’ مشهور شود. این راهب بودایی حتی نسبت به زندگی مسلمانان در اندونزی که اکثریت جمعیت آن کشور هستند ابراز مشکل کرده است. ویراتو که تاکنون هدف سوءقصد نیز قرار گرفته، مورد حمایت و محافظت نظامیان دولت میامنار است.
برخی راهبان بودایی با ویراتو مخالف هستند و معتقدند رویکرد او به سمت نفرت است که با آموزه های بنیادین بودا مغایرت دارد.

* دورنمای کلی
چندی پیش ‘گاتوت نورمانتیو’ فرمانده نیروهای مسلح اندونزی گفته بود: 70 درصد منازعات در سطح جهان برای کنترل انرژی و نفت است. منازعاتی که اکنون در منطقه خاورمیانه به وقوع می پیوندد برای کنترل انرژی و منابع نفتی است. این منازعات در عراق، لیبی، عربستان سعودی و سوریه جایی که بیشترین تولیدکنندگان نفت در جهان را در خود جای داده جریان دارد. اما کشورهایی که به نفت علاقه مندند خود را بطور مستقیم درگیر جنگ نمی کنند، بلکه از مردمان محلی برای این منازعات بهره می برند.
به باور فرمانده نیروهای مسلح اندونزی: سال 2056 میلادی که منابع انرژی به پایان می رسد، بحران غذا و آب به وجود می آید. لذا از آن پس آب و غذایی که نزدیک خطوط استوایی قرار دارند مورد هدف قرار می گیرد. کشورهایی که بالاتر از خط استوا قرار دارند و 9 میلیارد و 800 میلیون جمعیت در آنها وجود خواهد داشت، کشورهای جنوب شرق آسیا را برای آب و غذا هدف قرار می دهند.
وی افزود: اندونزی یکی مناطق دارای منابع طبیعی گسترده است لذا بسیاری از کشورها به اندونزی که منابع معدنی فراوان و همچنین خط ساحلی طولانی به همراه منابع غذایی زیادی دارد چشم طمع دارند. این مقام ارشد نظامی اندونزی از مردم کشورش خواست مراقب باشند ‘همواره با هم متحد باشند. ما باید مراقب باشیم، اگر همچنان بی دقت باشیم دیگران به راحتی فریبمان می دهند و اندونزی به میدان منازعات آینده تبدیل می شود.’

* بر این اساس به نظر می رسد بی تفاوتی عمدی جهان غرب نسبت به بحران قومی در میانمار و تقویت وجه مذهبی آن می تواند شعله کبریتی باشد که برای هدف قراردادن بشکه باروت تنوع قومی و مذهبی در کل جنوب شرق آسیا افروخته شده است. یک نشانه این ادعا و دمیدن غرب بر شعله بحران در میانمار آن است که پس از مدتها کشتار و آواره‌ کردن مسلمانان در آن کشور برخی کشورهای غربی به عنوان پاداش کارنامه عملکرد دولت میانمار حدود شش میلیارد دلار از بدهیهای خارجی آن کشور را بخشیدند.
گویا بی ثباتی، جنگ و نزاع داخلی با مایه های قومی مذهبی و با دستیاری قوی خارجی، پس از خاورمیانه در حال گسترش به جنوب شرق آسیا است.
گردآوری، تدوین و تحلیل: حسین کریم زاده



انتهای پیام /*